الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
391
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) پس رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به مسجد الحرام كه عدهاى از بزرگان قريش در آنجا بودند رفت و بالاى سرشان ايستاد و اين سوره را تا آخر بر آنها خواند . پس از آن ، آنها از او مأيوس شدند و به اذيت و آزار او و اصحابش پرداختند . شيخ مفيد نيز خبرى نزديك به اين را از ميناء آورده است . « 1 » ابن اسحاق در سيرهاش مىنويسد : براى من نقل شده است كه وقتى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله مشغول طواف بودند ، اسود بن مطلّب و وليد بن مغيره و اميّة بن خلف و عاص بن وائل سهمى كه از بزرگان اقوام خويش بودند در مقام اعتراض بر وى گفتند : اى محمد ! بيا كه ما آنچه را تو مىپرستى ، بپرستيم و تو هم آنچه را كه ما مىپرستيم ، بپرست و آنگاه ما و تو در اين امر مشترك گرديم . در اين صورت اگر آنچه را كه تو مىپرستى ، بهتر از آنچه باشد كه ما مىپرستيم ، ما حظ و بهرهء خويش را بردهايم و اگر آنچه را كه ما مىپرستيم ، بهتر از آنچه باشد كه تو مىپرستى ، در اين صورت ، حظ و بهرهء خويش را بردهاى . پس خداوند اين آيات را نازل كرد : « قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ » « 2 » ( 2 ) طبرسى با سندى از ابن عباس نقل مىكند : قريشىها به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله وعده دادند كه مال زيادى را به وى بدهند تا از ثروتمندترين مردان مكه باشد و هر زنى را كه مىخواهد به ازدواجش درآورند و آنگاه به وى گفتند : اى محمد ! اين كارها را برايت انجام مىدهيم تا دست از سرزنش بتهايمان بردارى و از آنها به زشتى ياد نكنى . اگر قبول نكردى ما با تو مصالحهاى مىكنيم كه صلاح ما در آن است . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آن چيست ؟ گفتند : تو يك سال الهههاى ما : ( لات و عزّى ) را بپرست و آنگاه ما هم يك سال خداى تو را مىپرستيم ! نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بايد ببينم كه دستور خداى من چيست ! پس وحى از لوح محفوظ نازل شد كه : « قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ » « 3 » ؛ بگو اى كافران ، من آنچه را كه شما مىپرستيد ، نمىپرستم . ( 3 ) بنابراين ، اين ابتداى آزار و اذيت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان به وسيلهء مشركان بود و اين اقتضا مىكند كه اين پيشنهاد در دوران اعلان بوده است نه كتمان . و گويى كه اذيت و آزار ابو لهب و همسرش ويژه بوده است و لذا سورهء خاصى دربارهء آنها نازل شده است .
--> ( 1 ) . امالى مفيد ، ص 346 ، از ابن اسحاق و طبرى هم در تاريخ ، ج 2 ، ص 337 آن را نقل كرده است . ( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 388 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 337 .